مرتضى مطهرى
26
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
است ، جهانبينى بهتر و كاملترى دارد ، بلكه اساساً اين گونه اطّلاعات دربارهء جهان ، هر چند به مسألهء « شناختن » در مقابل « احساس كردن » مربوط مىشود ، به مسألهء « جهانبينى » يعنى نوع تفسير و تحليل از كلّ جهان هستى كه مبنا و زير ساز عمل انسان واقع مىشود ، ربطى ندارد . اينكه مثلًا عدد ستارگان چند هزار است يا چند ميليون يا چند ميليارد و يا عدد عناصر چهارتاست يا صدتا ، در عين اينكه شناخت ما را دربارهء قسمتى از جهان تغيير مىدهد ؛ جهانبينى ما و طرز تلقّى كلّى ما را از جهان تغيير نمىدهد ، مثل اينكه آگاهى ما دربارهء يك انسان كه چهلساله است يا شصتساله ، دستها يا پاهايش پنج انگشتى است يا شش انگشتى ، كم خواب است يا پرخواب ، گروه خونش « آ » است يا « ب » ، فشار خونش معتدل است يا بالا يا پايين ، طرز تلقّى ما را دربارهء او تغيير نمىدهد . تفاوت كيفى ، كه بهتر است آن را « تفاوت ماهوى » بناميم ، به شكل و نظام و قيافه و چهرهء كلّى جهان مربوط مىشود ، يعنى تفاوت شناخت دو نفر از جهان ، هميشه جنبهء كمّى ندارد كه يكى پديدههاى بيشترى مىشناسد و ديگرى كمتر ، گاهى جنبهء كيفى و ماهوى دارد . يعنى جهان و هستى در نظر يكى يك نوع شخصيّت و يك گونه قيافه و چهره دارد و در نظر ديگرى شخصيّت و قيافه و چهرهء ديگر ؛ مثلًا يكى جهان را مجموعهاى از اجزاى پراكنده و بىرابطه مىپندارد و ديگرى جهان را به منزلهء يك ماشين كه همهء اجزائش با يكديگر مرتبط است و سوّمى به صورت يك موجود زنده كه رابطهها از نوع رابطهء عضوى است ؛ يكى حوادث جهان را مجموعهاى از يك سلسله تصادفات مىپندارد و ديگرى ناشى از ضرورتهاى علّى و معلولى ؛ يكى نظام را حكيمانه مىبيند و ديگرى پوچ و بيهوده و عبث ؛ يكى نظام را نظام ثابت مىبيند و ديگرى متحرّك و سيّال ؛ يكى يكنواخت مىبيند و ديگرى متكامل ؛ يكى بىعيب و نقص مىداند و ديگرى ناقص و پر از عيب ؛ يكى نظام موجود را بهترين نظام ممكن مىداند و نظام احسن از اين نظام را محال مىداند و يكى نظامى بهتر از اين نظام را ممكن مىشمارد ؛ يكى خير محض مىبيند و يكى شرّ محض و يكى ممزوج ؛ يكى جهان را در كلّ خود زنده و شاعر مىبيند و ديگرى مرده و بىشعور ؛ يكى محدود مىبيند و ديگرى نامحدود ؛ يكى سه بعدى مىبيند و ديگرى چهار بعدى . اينها و امثال اينهاست كه تلقّى ما را دربارهء جهان عوض مىكند و اينها و امثال اينهاست كه اركان جهانبينى انسان را تشكيل مىدهد ، آنچنان كه قضاوت ما دربارهء